محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
323
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« * ( رَبَّنا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلأَه زِينَةً وَأَمْوالًا في الْحَياةِ الدُّنْيا ، رَبَّنا لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِكَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلى أَمْوالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلى قُلُوبِهِمْ فَلا يُؤْمِنُوا حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الأَلِيمَ 10 : 88 ) * [ 1 ] » . يعنى : تو به فرعون و بزرگانش در زندگى اين دنيا زيورها و مالها داده اى كه كسان را از راه تو گمراه كنند ، پروردگارا اموالشان را نابود كن و دلهاشان را سخت كن كه ايمان نيارند تا عذاب المانگيز را به بينند . سدى گويد : موسى دعا كرد و هارون آمين گفت و خداوند عز و جل فرمود : « دعوت شما را پذيرفتم . » گويند : منظور از نابودى اموال چنان بود كه درهم و دينارشان سبك شد و خداى فرمود پايدار باشند و با قوم خود بيرون شدند و مرگ در قبطيان افتاد و نخستين فرزند هر كس بمرد و به دفن آنها پرداختند و از تعقيب بنى اسرائيل غافل ماندند تا آفتاب بر آمد و خداى عز و جل فرمود : « صبحگاهان به تعقيب آنها برخاستند . » موسى به دنبالهء بنى اسرائيل بود و هارون پيشاپيش قوم مىرفت . و موسى با ششصد هزار مرد جنگاور برون شده بود و بيست سالگان را به شمار نياوردند و شصت سالگان را نيز كه سالخورده بودند فقط ميانسالگان را بر شمردند و فرعون به تعقيبشان برخاست و هامان بر مقدمهء او بود با هزار هزار نفر و هفتصد هزار اسب كه يك ماديان در آن ميان نبود و خدا عز و جل به حكايت حال فرمايد : « * ( فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ في الْمَدائِنِ حاشِرِينَ إِنَّ هؤُلاءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ وَإِنَّهُمْ لَنا لَغائِظُونَ . وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حاذِرُونَ . فَأَخْرَجْناهُمْ من جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ وَكُنُوزٍ وَمَقامٍ كَرِيمٍ . كَذلِكَ وَأَوْرَثْناها بَنِي إِسْرائِيلَ . فَأَتْبَعُوهُمْ مُشْرِقِينَ فَلَمَّا تَراءَا الْجَمْعانِ قال أَصْحابُ مُوسى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ 26 : 53 - 61 ) * [ 2 ] » يعنى : و فرعون مأمورين جمع آورى به شهرها فرستاد كه اينان گروهى اندكند كه موجب خشم ما هستند و ما همگى آمادهء كاريم . پس ، از باغستانها و چشمه سارها و گنجها و جايگاه هاى
--> [ 1 ] يونس : 88 [ 2 ] شعراء : 52 تا 61